مقاله کامل بررسی تطبیقی طلاق در حقوق در 17 صفحه (دسته بندی: مقالات حقوقی)

مقاله کامل بررسی تطبیقی طلاق در حقوق در 17 صفحه (دسته بندی: مقالات حقوقی)

مقاله کامل بررسی تطبیقی طلاق در حقوق در 17 صفحه (دسته بندی: مقالات حقوقی)

مقاله کامل بررسی تطبیقی طلاق در حقوق در 17 صفحه (دسته بندی: مقالات حقوقی)فرمت ورد

بررسی تطبیقی طلاق در حق امکان انحلال خانواده از اموری است که درباره سود و زیان آن گفتگو بسیار شده است. تعارض دلایل به گونه ای است که حقوق موضوعه کشورها و علمای اجتماعی نیز نتوانسته اند در این باب به توافق کامل برسند.

در لزوم پیش بینی طلاق استدلال شده است که اگر زن و مرد در زندگی مشترک خود احساس آسایش و نیک بختی نکنند، چرا باید ناگزیر از ادامه آن باشند؟ احترام به شخصیت و آزادی انسان ایجاب می کند که اگر نتوانسته است کانون محبتی تشکیل دهد تا پایان عمر محکوم به ادامه آن نباشد.

باید در استقرار خانواده کوشید، ولی حفظ سلول فاسد نیز ثمری برای جامعه ندارد. پیش بینی طلاق به عنوان امری مکروه ولی لازم، مفید است اما باید موارد آن ، در چارچوب اخلاق و باورهای عمومی محدود باشد.

در اسلام با همه توصیه هایی که در آن نسبت به حفظ خانواده و احتراز از طلاق شده است، از نظر حقوقی مرد می تواند هرگاه بخواهد زن خود را طلاق دهد و زن نیز اختیار داردتا در موارد خاص از دادگاه درخواست طلاق کند.

در این مقاله سعی کرده ایم با بررسی تطبیقی طلاق در فقه و حقوق مدنی ایران به ابعاد مختلف از جمله تعریف، خصوصیت، موجبات و شرایط طلاق بپردازیم.

تعریف و خصوصیت های طلاق:  طلاق مصدر است و به معنی رها شدن آمده و در اصطلاح طلاق ایقاعی است تشریفاتی که به موجب آن مرد ، به اذن یا حکم دادگاه، زنی را که بطور دائم در قید زوجیت اوست، رها می سازد. از این تعریف خصوصیتهای زیر استنباط می شود:

1- طلاق ایقاع است; یعنی تنها به اراده مرد یا نماینده او واقع می شود و نیازی به موافقت زن ندارد. درست است که مطابق تبصره ماده 3 از لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص زن و شوهر می توانند درباره طلاق توافق کنند و به استناد همین توافق از رجوع به دادگاه معاف شوند، ولی باید دانست که طلاق به تراضی یا با صدور حکم و اذن دادگاه انجام نمی شود. دخالت دادگاه یا تراضی مجوز واقع ساختن و ثبت طلاق در محضر است و در عمل حقوقی اثر ندارد.

2- طلاق عمل تشریفاتی است; گذشته ازاین که وقوع طلاق در صورت اختلاف باید به اذن دادگاه باشد و تحصیل این اذن تشریفات خاص دارد، اصل ایقاع نیز تنها به رضای مرد واقع نمی شود و به شرایط ویژه ای نیازمند است. ماده 1134 قانون مدنی در بیان همین شرایط می گوید: "طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد."

3- طلاق به اذن یا حکم دادگاه واقع می شود; در موردی که زن خواستار جدایی است، بی گمان بایستی برای احراز وجود عسرو حرج در ادامه زندگی زناشویی از دادگاه حکم بگیرد و شوهر را بر مبنای آن اجبار به طلاق کند. ولی در فرضی هم که شوهر مایل به جدایی است بر طبق تبصره 2 از ماده 3 لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص ، بایستی با تشریفات خاص و پس از رجوع به داوری، از دادگاه اذن به طلاق بگیرد. این اذن در قانون حمایت خانواده " گواهی عدم امکان سازش" نامیده می شود.

ضمانت اجرای تخلف از این حکم در قانون پیش بینی نشده است; ولی به نظر نمی رسد طلاقی که بدون اذن دادگاه و خود سرانه واقع شود، باطل باشد.